حرف اول ...

سلام به همه دوستان عزیز
امروز دقیقا جمعه 25 مهرماه 1393 که من این وبلاگ رو برای دردونه پسرم درست کردم
البته خیلی وقته که تصمیم به این کار داشتم ولی خوب درس و زندگی و ازهمه مهمتر خود وروجک خان اجازه انجام این کار رو نمیدادن
الان هم دقیقا این هدیه آسمونی 10 ماه و 13 روزه که به زندگی من و باباییش نور و امید داده
البته اینا همه از لطف خداست.همه به افتخارش کف مرتب
ولی دو روزی هست که آقا پسر ماجرای ما در حال پشت سر گذاشتن درآوردن مروارید سومش هست که انگاراین یکی شوخی بردار نیست. هرچی که سر دوتای قبلی اذیت نشد الان داره تلافی اون دوتا رو ،هم سر خودش هم ما درمیاره
امروز که دیگه عجیب بود معلوم بود که خیلی داره اذیت میشه، دیشب که اصلا راحت نخوابید امروز هم علاوه بر نخوابیدن ،غذا هم نمیخورد.فقط چندبار شیر خورد.گفتیم ببریمش بیرون شاید هوایی عوض کرد واسه همین رفتیم طبق معمول پاساژ گردی.
الان پدرو پسر با هم خوابیدن و منم عکسای امشب رو هنوز وارد لب تاب نکردم پس بعدا برمیگردم و عکسای امشب رو پست میکنم




حرف اول ...
